روزی به جمعی در نشستیم.به ناگه ابلهی وارد شد.خود را مهندس می خواند و بسیار خطابه ها میگفت.شخصی از یاران از او پرسید:از برای چه مهندس مینامی خود را؟وی به پاسخ آمد:مدتی پیش توانستم طولانی ترین فاصله اختلاف قیمت را میان دو پیشنهاد کشف کنم.پرسیدند منظورت را وضاح تر بگوی.گفت:فردی شاداب و خنده رو به نزذ من آمد و از من درخواست"حق پخش جعبه ی جادویی نمود از برای لگد زدن به شیئی گرد!من به او 14 چوب و نیم پیشنهاد دادم.آن مرد خنده رو که به خندان بودن به"شادابیان" معروف بود خنده ای کرد بدین سان((هه هه هه...هه هه هه)).من از وی دلیل این گستاخی را پرسیدم و او مرا نامه ای حاوی یک پیشنهاد دیگر داد که فاصله پیشنهاد آن و من بالغ بر 115 چوپ بود.و بدین ترتیب بود که من کاشف طولانی ترین فاصله در معامله ها شدم!!
یاران بعد از شنیدن این سخن به وی خندیدن به فراوانی.و زا آن جا که شهرت او آن چنان قافیه نداشت از برای شعار,به ناچار گفتن:
((فتح الله فتح الله تو اسگلی به مولا))
نظرات شما عزیزان:
برچسب ها :
|